خواجه نصير الدين الطوسي
25
اخلاق ناصرى ( فارسى )
است و يك صورت جنسى هيولى اولى جمله را مقوم و اختلاف اول كه در ايشان ظاهر مىشود تا ايشان را متنوع مىكند بانواع عناصر و غير آن مقتضى تباينى كه موجب شرف بعضى بود بر بعضى نيست بلكه هنوز در معرض تكافى در رتبت و تساوى در قوتند و چون ميان عناصر امتزاج و اختلاط پديد مىآيد و به قدر قرب مركب باعتدال حقيقى كه آن وحدت معنويست اثر مبادى و صور شريفه قبول مىكند ترتب و تباين در ايشان ظاهر مىشود پس آنچه از جمادات مادهء او قبول صور را مطاوعتر است از جهة اعتدال مزاج شريفتر است از ديگران و آن شرف را مراتب بسيار و مدارج بيشمار است تا به حدى رسد كه مركب را قوت قبول نفس نباتى حاصل آيد پس بدان نفس مشرف شود و در او چند خاصيت بزرك چون اغتذا و نمو و جذب ملايم و نقض غيرملايم ظاهر شود و اين قوتها نيز در او متفاوت افتد بحسب تفاوت استعداد و آنچه بافق جمادات نزديكتر باشد مانند مرجان بود كه بمعادن بهتر ماند و از آن گذشته مانند گياهانيكه بىبذر و زرعى به مجرد امتزاج عناصر و طلوع آفتاب و هبوب رياح برويد و در او قوت بقاى شخص ، زمانى دراز و تبقيهء نوع نبود پس هم بر اين نسق فضيلت بر نسبتى محفوظ مىافزايد تا بگياههاى تخمدار و درختان ميوهدار رسد كه در ايشان قوت بقاى شخص و تبقيهء نوع به حد كمال باشد و در بعضى درختان كه شريفتر باشند اشخاص ذكور كه مبادى صور مواليد باشند از اشخاص اناث كه مبادى مواد باشند متميز شوند و همچنين تا بدرخت خرما رسد كه به چند خاصيت از خواص حيوانات مخصوص است و آن آنست كه در بنيهء او ( به نيت خ ب ) جزوى معين شده است كه حرارت غريزى در او بيشتر باشد بمثابه دل ديگر حيوانات را تا اغصان و فروع از آن رويد چنان كه شرائين از دل و در لقاح و كشن دادن و بار گرفتن و مشابهت بوى آنچه بدان بار گيرد ببوى نطفهء حيوانات مانند ديگر جانورانست و آنكه چون سرش